Cheap Web Hosting | Free Web Hosting | Dedicated Server | Windows Hosting | Free Web Space | Web Hosting | FrontPage | Business Web Hosting
cheap web hosting
Search the Web

 
صفحه اصلي
روزنگار
اتو بيوگرافي
مقالات
نامه ها
سرزمين من
نقد حال
با ديگران
آثار چاپي
بي مخاطب
خبر گونه ها
بريده هاي ادبي
سروده ها
آشنا دات كام
عكس
درباره ما
تماس با ما
 
              ********************************************
               ... اين بخش را ، سعي دارم از حالت شخصي بودن خارج
             كنم . براي همين است كه در ادامه ، بيشتر نامه ها و مطالبي
             را خواهيد ديد كه عمومي اند و ربطي به خود من و يا شخص 
             بخصوصي ندارد. از آنجاييكه ، نامه ها به تناسب موضوعات 
             روز نگارش نيافته است ، لذا اگر ترتيبي در تاريخ نگارش 
             آنها نمي بينيد ، از اين بابت مرا ببخشيد . در عين حال ،
             شما مي توانيد نظرات ارشادي خودتان را از طريق بخشهاي
             مربوط در معرض ديد كاربران اينترنتي قرار دهيد و يا از
             طريق « ايميل » با خود من در ارتباط باشيد .
           ********************************************* 
                   1**

                    به نامِ خدا 
  
           مدير مسؤولِ محترمِ نشريه ي « آسان »
           جناب آقاي حسن راقيفر 
      
               سلام عرض مي كنم خدمت شما و ساير همكارانتان ، كه الحقّ 
           و الانصاف ، با حضورموفّق خود در ميان مطبوعات و مطبوعاتيها،
           چشم ما را روشن كرديد و راهِ توسعه و تفوّق فرهنگي منطقه را 
           هموار. 
               نشريه ي شما ، تازگيها به دست من رسيده و بي تعارف عرض
           مي كنم كه از ديدن و خواندنش لذّت مي بَرَم.( هر چند كه قيمتش
           در مقايسه با ساير نشريّات قابل دسترس ، كمي تا قسمتي ، گران
           به نظر مي رسد . ) ؛  در هرحال ،قصد اصليم از نگارش اين  نامه ، 
           اعلام تبريك و تشكّر بود به محضرتان ؛ از بابت حضور شما در عرصه ي 
           مطبوعات و همينطور مطالب خوب و مناسبتان در اين چند شماره .
           و ديگر اينكه عرضِ بي غرض داشتم خدمتتان راجع به ستون منحصر 
           به فردتان ، تحت عنوان « انتخاب برترينهاي آذربايجان ( برترين
           كتاب ـ برترين ... و...) » .
               ... براي من به عنوان كسي كه سابقه ي بيست سال نويسندگي 
           دارم و بيش از يك دهه در مطبوعات محلّي و كشوري مقاله چاپ 
           كرده ام ،خيلي مهم نيست كه كس و كساني وجود دارند و يا 
           به وجودخواهندآمدكه قدرِ كارِ فرهنگي و هنريِ يكي مثل من را 
           و يا خيل عظيم نويسندگان و مطبوعاتيان منطقه و كشور را
           بدانند ؛ چنانكه تا به حال نيزچنين كساني( از اشخاص 
           حقيقيش گرفته تا مجامع صنفي و خانه هاي مطبوعات وادارات 
           ارشاد و ... ) وجود نداشته اند . 
               حتماً قبول داريد و من نيز عميقاً اعتقاد دارم كه كارِ هنري و 
           فرهنگي به « تشويق وارزشگذاري » نياز دارد، كما اينكه فراخوانها 
           و جشنواره هاي متعدّد نيز در همين ارتباط برگزار مي شوند ؛ ولي 
           دوستانِ من ، بي كينه و خالصانه عرض مي كنم كه كارِشما هم 
           دست كمي از سايرين ندارد . بارها گفته شده و مكرّراً نوشته شده
           كه هدف ازبرگزاري چنين « انتخاباتي » ، به غير از صَرفِ وقت و
           كلّي هزينه ،عايدي دربرنداشته و نخواهد داشت ؛ دليلش هم واضح 
           است : طرّاحان چنين فكرهايي ، قبل از هرچيز و هركس ، به فكر
           خودشان مي باشند؛هدف آنها از فضاسازيهاي رِندانه و
           غير حرفه اي ، جز فريب افكارعمومي و مكدّر ساختن روحيات
           صاف و بي غلّ و غشِ نويسندگان و روزنامه نگارانِ حقيقي و
           صداقت پيشه چيزِ ديگري نيست . البتّه شما فعلاً اوّل راهيد ؛ 
           ( هم به لحاظ نشريّه و هم از جهت كاري كه در ستون ياد شده 
           شروع كرده ايد ) ...، من هم فعلاً داوري كامل نمي كنم . بايد
           صبر كنيم و ببينيم اين غائله به كجاختم مي شود ؛همانطور
           كه براي خود شما مهم است ، براي يكي مثل من هم مهم و در 
           عين حال قابل تأمّل است كه ببينم و بدانم شما اين « انتخابات 
           برترينهاي اهالي قلم » را تا به كجا و اصولاً به چه سمت و سويي 
           راه خواهيد بُرد .باور كنيد كاري از دستم برنمي آيد ؛ آدم زياد
           مهم و يا زبانم لال ، آدم خطرساز و جناح بازي هم نيستم كه 
           ـ به قول خودتان ـ و ـ مثل بعضيها ـ شما را تهديد كنم ؛ اصلاً 
           راحت بگويم ،داداش، ما خودمان از آن تهديد شدگانيم كه از خيلي 
           وقتها پيش ، براي در امان ماندن از بلاياي انساني وغيرانساني،  
           « برج عاج نشيني » را تجربه مي كنيم و به « رازِ بلندِ انزوا » 
           مي انديشيم .فقط همينقدر برايتان بگويم كه اينگونه كارها ، 
           در حوزه ي شرح وظايف آقايان ارشاديِ « اداره كلّ نشين » و ساير
           منسوبين و همصنفان كم كارشان است كه قدم رنجه فرمايند و در 
           آن اتاقهاي گرم و نرم ، برنامه بريزند و جشنواره وفراخوان 
           ترتيب دهند و با داوريهاي قانونمند و كارشناسانه و به دور
           از جناح بازي و طايفه گرايي و قهرمان پروريهاي ِمَرَضي ، 
           اقدام به بررسي و كشف و انتخاب و معرّفي برترينهاي نويسندگي و
           ژورناليستي و غيره و غيره بكنند . 
               واقعاً بايد ببخشيد ؛ كارِ شما در عين حال كه به عقيده ي
           من ، كاريست كارستان و در نوع خود « منحصر به فرد » و 
           « قابل تقدير » ؛ ليكن نمي تواند اقدامِ موجّهي باشد . كارِ 
           شما بيشتر به يك « نمايش » ويا يك « پشت صحنه » ، يا يك 
           « سناريوي گروهيِ دستكاري شده » و يا يك « شعبده بازي مُدِرن » 
           و از اين رقم كارها شباهت دارد تا يك كار ابتكاري فرهنگي و
           خدماتي . لطفاً عصباني نشويد ؛ من كه اوّلِ نامه ام گفتم كه 
           اين يك عرض حالِ « بي غرض » و يا شايد هم يك « نقدِ مطبوعاتي »
           ساده است از يكي از علاقه مندان نشريّه ي شما . تازه ، 
           قحطيِ رِجال كه نيست ، مطمئنّاً كارِشما نيز طرفداران خودش را 
           دارد ؛ حدّاقلش كساني كه كانديداي تخميني( و نه تحقيقي و
           جامع الشّرايط ) شما مي شوند و اسمشان در ليست بلند بالاي 
           نشريه اي مثل « آسان » ، به همين آساني نوشته وتبليغ مي شود ،
           طبعاً از خيلِ طرفدارانِ « ستونِ برترينهاي شما » خواهندبود . 
              خواهش مي كنم همانطور كه به كارتان ( انتخاب برترينهاي 
           خودتاني ) ادامه خواهيد داد ، به خواندن اين عرض حال نيز
           ادامه بدهيد .اگر هم لطفتان شامل حال من شد و خواستيد 
           پاسخي شايسته ( و نه دندان شكن ) به من بدهيد ، اخلاقِ صنفي و
           وجدانِ انساني حُكم مي كندكه عينِ نامه ي مرا نيزـ بي سانسوري ـ
           در همان صفحه ،كمي بالاتر و يا شده كمي پايين تراز « جوابيه ي 
           منصفانه ي خودتان » درج نماييد .
              باور كنيد نمي خواهم با اينگونه نوشتنها دلِ صافِ شما را 
           به درد بياورم و داوريِ (؟!) كاملاً بي غرضانه ي شما را زير 
           سؤال ببرم . ولي بپذيريد كه اين دلِ دردمندِ ما« تيپا خوردگان » 
           نيز صاف و بي رياست ؛ و شايد به خاطر همين صافي و بي ريايي است 
           كه سالها دودِ چراغ خورديم و پولهاي بي صاحب را به كتاب
           و كاغذ و مداد و مركّب داديم 
           و نوشتيم و بازخواني و بازسازي و بازنويسي كرديم و به چاپخانه 
           ومطبوعات فرستاديم وقربان صدقه ي هر كس و ناكس رفتيم تا مثلاً 
           آثار ما نيز منتشربشود و كساني مثل شماها ، هنوز از گَردِ راه 
           نرسيده ، ظهور كنند و دوـ سه تا نشريّه را ورق بزنندوچند نفر آدم
           بابِ دندانِ خودشان پيداكنند و در صفحه ي رنگي نشريّه ي شان معرّفي 
           نمايند و به ريشِ « اصحابِ مطبوعات و نويسندگانِ بي ادّعا و گمنام
           و متروك و مهجور مانده از نظرها » بخندند . 
               من نمي گويم كه « اي آقايان » ، جمع كنيد اينگونه كارها را ؛ 
           نه ، بلكه تنها توصيه ام اين است كه بدانيد چكارمي كنيد ، با چه 
           معيارهايي اشخاص و آثار را مي سنجيد ، از چه كساني و چه نشريّاتي
           و از چه تاريخي شروع كرده ايد ، وخلاصه اينكه تو را به خدا و به 
           حرمتِ آن « قلم » ، آنجا كه مي فرمايد :« ن وَالْقَلَم » ، بياييد 
           قضاوتي ارائه بدهيد منصفانه و حرفه اي و غيرگروه گرايانه ؛ ... ، 
           چيزي كه ارزش ماندگاري داشته باشد و فضاي تفاهم وتناسب ايجاد كند
           و روحيّه ي « اعتماد » را در همه ي ما نهادينه سازد . 
                                    پايدار باشيد .
                                                    حاجي وندــ مياندوآب
                                                                                               
                                                    جمعه / 30 آبان 1382 
      ----------------------------------------------------------------------------
          
        
    صفحه بعد