Cheap Web Hosting | Free Web Hosting | Dedicated Server | Windows Hosting | Free Web Space | Web Hosting | FrontPage | Business Web Hosting
cheap web hosting
Search the Web

 
صفحه اصلي
روزنگار
اتو بيوگرافي
مقالات
نامه ها
سرزمين من
نقد حال
با ديگران
آثار چاپي
بي مخاطب
خبر گونه ها
بريده هاي ادبي
سروده ها
آشنا دات كام
عكس
درباره ما
تماس با ما
 
          * بارها گفته ، نوشته و شنيده شده كه در«ايران زمين» جايي براي 
            « نقد » وجود ندارد ؛ لااقل در دوران فعلي اين مورد مصداق 
            ندارد ؛ اين را جهان وجهانيان هم مي دانند . ولي يك نويسنده
            را گريزي نيست ، از « نقد نوشتن » و « نقد پذيرفتن » . 
            ما كه ادعا مي كنيم تحمل خواندن و شنيدن نقد ديگران را داريم ،
            حال ديگران در اين حوزه چه وزني دارند ، مانده به بندهايي كه
            در اين بخش خواهدآمد . تا چه باشد و مربوط به « چه » و « كه » ؟!
            =========================================
          1- سالهاي سال است كه مياندوآب از لمس فضاهاي امن فرهنگي و هنري 
            بي بهره مانده است . وجود چندين و چندين كانون فرهنگي و موسسات
            تبليغي و انتشاراتي ، مهمتر از همه وجود اداره ي فرهنگ و ارشاد 
            اسلامي با انبوه امكانات و تجهيزات و فضاهاي مربوط فرهنگي ، تا 
            به حال نتوانسته است آنچنان كه بايدو شايد نقشي در بسترسازي 
            براي فرهنگ و هنر ايفا كند . بيشتر اين مؤسسات و كانونها ضمن 
           اينكه در بخش تجارتهاي فرهنگي كار مي كنند تا شاخصه هاي فرهنگي ،
           در حوزه ي عمل و مديريت نيز ، از مديريتهاي شايسته اي برخوردار 
           نيستند . اكثر اين اماكن به عناصري سپرده شده است كه كمترين خبري 
           از عالم هنر و فكر و فرهنگ ندارند ، و اي بسا گاهي هم مي بينيم 
           كه مخلّ و مانع فرهنگي هم هستند . ارشاد اسلامي هم ، بري از اين 
           معضلات نيست . مدتي در تحت سيطره ي رحيم زمانزاده ، كتابدار سنتي 
           ( با شغل ثابت دامداري ) ، سرپرستي مي شد ؛ و از موقعي هم كه با 
           آب و تاب فراوان و با مخارجي گزاف ، به اداره ي مستقل تبديل شد ،
           ( 11 تير 1381 ) تحت رياستها و سرپرستيهاي مَرَضي وانتصابي و شديداً 
           سياسي ،( آقايان فرزاد اميري و رضا محمودپور ) قرار داشته است .
           و زهي خيال باطل ،اگر تصور كنيم كه از چنان عناصر معلوم الحالي ، 
           كار واقعاً رضايتبخش فرهنگي و هنري ديده باشيم . 
             البته ازاداره كلّي كه بيست سال تحت حاكميت انتصابي ـ موروثي و 
          غير نظارتي شخصي مثل محمدباقر سپهري قرارداشته باشد ، جز اين 
          انتظاري نمي رفت .
             به اميد روزي كه حداقل ، اداره ي فرهنگ و ارشاد ما ، با 
          مديريتهاي تخصّصي و فرهنگ دوستان واقعي كه خود هنرمندباشند و 
          هنرور ، اداره شود و كانونهاي فرهنگي ـ هنري نيز همينطور .
           -------------------------------------------------------------- 
          2- از ديگر منابع فرهنگي ، بخش رسانه اي و اطلاع رساني است .
           جاي بسي خرسنديست كه شهرستان مياندوآب ، داراي ظرفيتهاي بزرگ 
           فرهنگي ـ مطبوعاتيست . اما آنچه در اين ميان جاي بحث دارد ، 
           گاهاً وجود اشخاصي كوچك با ادعاها و مسؤوليتهاي بزرگ است ؛ و 
           همان عاملي است كه در طول سده هاي مختلف ، جوامع انساني را 
           در آتش خود سوزانده است . سپردن كارهاي بزرگ ، به افراد كوچك ؛ 
           و برعكس ، مردان كاري و با كفايت در حاشيه قرار مي گيرند .  
             در بخش مطبوعات : 
               الف ) دو نشريه ي مستقل براي شهرستان( آواي صبح ـ 
           شهرومحله ) ، موقعيت خوبي يافته بودند،اگر دچار خودمحوريها و
           كج مداريها و افكار پريشان والتقاطي نمي شدندو پاي خود را تا
          اندازه ي حدود فرهنگي و معينه هاي اخلاق صنفي دراز مي كردند ؛ 
          كه بواقع چنين نكردند و بطر و ناسپاسي اين نعمت خدادادي آنها
          را با دست خودشان دچار اضمحلال و نابودي و رسوايي نمود . 
                ب ) وجود دفاتر نمايندگي نشريات ديگر شهرستانها ، خود از 
          ديگر فرصتهايي بود كه اگر در رأس چنين بخشهايي نيز ، افرادي 
          تحصيلكرده و بي ادعا و دلسوز و فرهنگ مدار و فرهنگ ساز قرار 
          مي گرفتند ، مطمئنّاً بهتر و بيشتر از اين مي توانستند مفيد واقع 
          بشوند.اگر چنين نشده ، پس معلوم مي شود كه گردانندگان اين دفاتر
          چنان نبوده اند . آنچه بيشتر بوده ، ادعا و خودبيني و خودخواهي 
          و شانتاژآفريني برعليه يكديگر بوده و گاهي هم دروغ سازي و 
          گرايشهاي فصلي و غير رسمي به سوي اشخاص و مقامات و عناصر 
          سياسي و غيره .
            در بخش صدا و سيما :
                وجود تنها فرصت خبرنگاري و فيلمبرداري دفتر خبري شبكه ي 
         استاني آذربايجان غربي ، هرچند مي تواند مايه ي مباهات و افتخار
         گردد ، براي اين شهرستان ؛ منتهي وجود شخصي در صدر اين كار كه 
         خود از سوي جريانات خاص سياسي هدايت شده و حمايت مي شود ، 
         نمي تواندجاي خالي چندين و چندين رسانه ي ديگر را پركند .
         فعاليت مسؤول مربوطش تا به حال گوياي اين مطلب بوده كه ، دفتر
         خبري مياندوآب نيز مثل عموم مسائل و معضلاتي كه گريبانگير 
         تلويزيون ايران ومركز استان شده ، دچار مشكلات خودش است و 
         افزون براين ، عدم كارآيي شخص مورد نظر و نيز نبود سوابق و 
         تجارب مرتبط با اينكار در ايشان ، از جمله موضوعاتيست كه بايد
         روي آنها بحث و گفت و گو شود و راه حل مناسبي انديشيده شود
         براي خارج كردن اين رسانه ازبحران و ديدگاههاي انحصاري و 
         غير تخصصي افراد غير حرفه اي و سياسي كار .
          ---------------------------------------------------------------- 
          3-  معلم و حقوق مدني
            ...معلمان ، در حقيقت سازندگان امروز و فرداي كشورند . اگر
            به معلمي به عنوان يك شغل صرف بنگريم ، پُربيراه رفته ايم ؛ 
            چرا كه معلم ، در حوزه ي محدود و قراردادي جملات قصار و 
            واژگان نمي گنجد. لذا بايسته است كه بدور از تعارف و با
            پرهيز از هرنوع شعاردادن و سركار گذاشتن ، به وضعيت مادي و
            معنوي اين قشر پرتلاش و كم ادعا ، بيشتر از اين توجه شود .
              آنچه در اين يكسال اتفاق افتاد ، چيز كمي نيست . حركتهاي 
            خودجوش و نظامدار معلمان سراسر كشور ، كه به صورت منسجم از
            مهرماه 1382 آغاز گرديد و در اسفندماه جاري به اوج خود 
            رسيد ، براي سردمداران و قانونگذاران و مسؤولان اجرايي و
            نظارتي فعلي مي تواند زنگ خطري باشد تا راجع به اين طبقه 
            از حقوق بگيران دولت ، توجه خاصي بنمايند .
              از بازبيني و بررسي حوادث چند ماه اخير ، كه در قالب
            راهپيماييها و تحصنها و صدور بيانيه هاي متعدد و نشستهاي
            صنفي و تشكيلاتي و اعتصابات سه روزه ( 27و28و29 دي ) و 
            متعاقب آن ، اعتراضات چندروز اخير در روزهاي پاياني سال ،
            چنين استنباط مي شود كه در جامعه ي اسلامي ايران ، كه بر 
            محوريت « عدالت » و « قانونمداري » مي چرخد و از بام تا
            شام ، همگان بر طبل « خدمت رساني برمردم » مي كوبند ، اين 
            قشر آبرومند و آسيب پذير و فرهنگ پرور و فرهنگ باور ، در 
            سخت ترين شرايط ممكن روزگار مي گذرانند و با كمترين 
            دريافتي ، بيشترين و بزرگترين مخارج كمرشكن زندگي امروزي
            را تجربه مي كنند و مجبوراً تحمل مي كنند و به اميد فرداي 
            بهتر ، در سر كلاس درس ، « الفباي انسانيت » به فرزندان
            اين آب و خاك مي آموزند .
                                      پنجشنبه/ 21 اسفند 1382
           ---------------------------------------------------------------  
           4- روزگاري كه من از اداره كل ارشاد استان آذربايجان
            غربي مي نوشتم ، زياد دور نيست ؛ ولي خوشحالم به
            اينكه در دوراني و در حضور كساني نوشتم كه در صحنه 
            بودند و حرفها و نقدها ومقالات مرا به گوش خود شنيدند و
            به چشم خود ديدند . اگر چه ، جوابي درخور ندادند و يا 
            نداشتند كه بدهند ، و كلّي بد و بيراه گفتند پشت سرمن ، 
            ليكن موفقيت از آن من بود كه در حد توانايي قلمم و با 
            همكاري نشرياتي در مركز استان ، نقدهايي نوشتم و 
            گله هايي از اوضاع حاكم بر فرهنگ و هنر منطقه نمودم .
               سخن برسر اينست كه محافظه كاراني از نوع قرن 
            بيست ويكمي پيدا شده اند كه در غيبت مقامات و مسؤولان 
            اين نهاد ، با توسل به ابزار قلم و نشريه اي كه در
            اختيار دارند ، پس از سپري نمودن دوران تملق وخودنمايي
            درزمان صدارت آنها،امروز از اداره ي ارشاد سخن 
            مي گويند و حساب كهنه پاك مي كنند و نقد و تفسير 
            ارائه مي دهند و ... .
               كساني كه امروز جرأت نوشتن و سخن راندن در پشت سر
            « محمد باقر سپهري » مديركلّ سابق ارشاد استان پيدا
            كرده اند ، بهتر است خود را به زحمت نيندازند . چرا 
            كه گفته اند : « آب رفته ، به جوي باز نيايد » .
               پس نقدعملكرد كسي كه روزگاري ـ كاركرده يا نكرده ـ
            از حوصله ي امروزيها ( كه ديروز خاموش بودند و يا 
            بنا به ملاحظات امتيازاتي و استفاده هاي موقعيتي از شخص 
            مديركلّ ، حرفي براي گفتن و نوشتن نداشتند ) خارج است .
            لذا ازصاحبان قلم ،مخصوصاً نشريه داران صدراستان نشين ،
            انتظار هست كه به جاي غيبت از ديگران ، به نقد عملكرد 
            مسؤول يا مسؤولان دم دست بپردازند و اگر قرار است اصلاحي 
            و يا اقدامي صورت گيرد ، در حال حياتشان و حضورشان در 
            مسند قدرت و مسؤوليت صورت پذيرد . كاري نكنند كه در 
            نظر افكار عمومي آنقدر ضعيف جلوه كنند كه بگويند فلان
            نويسنده و فلان نشريه ، عرضه و جرأت دوكلمه حرف رودررو
            را ندارد .
                                       حاجي وند/ 22 اسفند 1382
            ------------------------------------------------------------
           5- خيلي طبيعي است كه با شكل گيري مجلس هفتم ، تغيير 
            و تبديلات متعددي را شاهد خواهيم بود در پيكربندي 
            حكومتي و سازمانها و فضاهاي مملكتي . آنچه بيش از 
            همه حائز اهميت است ، نوع برخوردهاست كه طيف خاص 
            و اكثريت نماي مجلس آن را از خيلي وقتها پيش در 
            برنامه ي كاري خود دارند .  
              در منطقه ي مياندوآب نيز ، فراتر از همه نوع نگرش 
            و قيل و قال ، برخيها شايع كردند كه فرماندار تغيير
            مي كند و چه مي شود و چه نمي شود . آنچه در اين بين 
            قابليت تأمل دارد ، طيفها و اشخاصي است كه چنين شايعات 
            ( و به قول خودشان ، پيش بيني ها ) را مسبب شده اند .
            كاملاً محسوس است كه طيفي فرصت طلب و كينه توز و بدبين 
            به مسائل ، در تلاشند كه با شانتاژآفريني ناشيانه ، به 
            اغراض خود دست يابند .
              ناگفته پيداست كه كساني كه حضور و وجود فرماندار 
            شكري را در اين منطقه ، يا درك نكردند و يا نخواستند 
            كه او را كامل و از نزديك بشناسند و يا بدور از هرگونه
            شرط و شروطي ، از همان اولين روزآمدن  وي به اين 
            شهرستان ، خيالات بيهوده در سر پروردند و براي مقابله
            با او و كمرنگ ساختن برنامه هايش دست به همه كاري زدند
            بجز همكاري و همراهي او ، امروز درصدد هستند كه با
            وقاحت تمام بر روي تمام اقدامات و اهداف بلندبالاي جناب
            شكري خط بطلان بكشند و با تنگ كردن عرصه بر او ( كه 
            وجودي صبور دارد ) زمينه را براي حضور كسي ديگر فراهم 
            كنند .
                                    چهارشنبه/ 12 فروردين 1383 ش.
            ------------------------------------------------------------
          
        
    صفحه بعد