صفحه اصلي
روزنگار
اتو بيوگرافي
مقالات
نامه ها
سرزمين من
نقد حال
با ديگران
آثار چاپي
بي مخاطب
خبر گونه ها
بريده هاي ادبي
سروده ها
آشنا دات كام
عكس
درباره ما
تماس با ما
 
           6- همه ساله ، در بخش درون مدرسه اي آموزش و پرورش 
            مياندوآب ، مسابقات متعددي در ارتباط با مناسبتها و
            در جهت عمل به خواست برخي بخشنامه هاي اداره كل و
            وزارتخانه ، برگزار مي شود كه در نوع خود مي تواند 
            كار بجا و سنجيده اي باشد در عرصه ي فرهنگ سازي و 
            هنرپروري .
              جاي تأسف است كه با چنين فرصتهاي فرهنگي و هنري ، 
            به صورت فورماليته و فصلي و زوركي برخورد مي شود و
            لذا اهداف مترتب بر چنين برنامه هايي ، از مسير 
           اصلي خود خارج مي شوند . دليلش هم مشخص است ؛ بارها 
           گفته و نوشته شده كه در شاخه ي پرورشي اين اداره ، 
           كلّي مشكل وجود دارد و سالهاي سال است انتظار داريم 
           مسؤولين امر ،( اگر قدرت اين كار را داشته باشند !)
           نسبت به انجام تغييراتي در اين حوزه اقدام كنند ؛ كه 
           متأسفانه نتنها چنين نشده ،بلكه روز به روز هم حوزه ي 
           عمل معاونت پرورشي گسترده و گسترده تر مي شود .
           نمونه اش همين سلسله برنامه هاي فوق العاده ي فرهنگي و 
           هنري است كه متأسفانه اجرايش را به اين بخش مي سپارند 
           و آنها نيز چون در هيچيك از رشته هاي مربوط ، خصوصاً 
           رشته هاي ادبيات داستاني و نويسندگي و فراخوان مقالات و
           ... سررشته ندارند و اطلاعاتشان در حدّ صفر است ،لذا در
           مراحل داوري آثار وگزينش برترينهاي هنري دچار سردرگمي
           مي شوند وآنطور كه شنيده ها و ديده ها حكايت مي كند ، 
           بررسي و داوري آثار قلمي را به كساني مي سپارندكه هيچ
           خبري از عوالم هنري و مقاله و داستان نويسي و غيره
           ندارند ؛ و چه بسا كه در سير مراحل داوري خود ، اگر
           ناشيانه و غافلانه هم عمل نكنند ، مجبورند با اسامي
           شركت كنندگان بازي كنند و آثار هنري كساني را گلچين
           كنند كه يا سفارش شده اند و يا اسامي آشنا به نظر 
           مي رسند .
              مخلص كلام اينكه ،ِصرف داشتن مدرك فوق ليسانس در 
           رشته هاي مرتبط باادبيات وعلوم اجتماعي وعلوم تربيتي ، 
           نمي تواند دليل دانايي و همه چيز داني عناصر بيخبر از 
          عالم هنر و فرهنگ باشد . اين مورد ، از آن جهت گفته شد 
          كه شنيده شده مسؤولان مربوط در بخش معاونت پرورشي ، موقع 
          نوشتن ابلاغهاي داوري آثار ، روي كساني حساب مي كنند كه يا 
          باب دندان اند و از خوديهاي سفارشي ، و يا اينكه اشخاصي 
          هستند كه مدارك دانشگاهي بالاتري دارند .   
              اميد هست كه دست اندركاران مدّعي اصلاحات در ساختار 
          بيمارگونه ي آموزش و پرورش مياندوآب ، سري به اين معاونت 
          نيز بزنند و با خانه تكاني صددرصدي ، گردو غبار حاصل از 
          سالهاي ماضي را با درايت و آگاهي تمام بزدايند و براي 
          بهره برداري حقيقي از بخش پرورشي ، طرحي نو دراندازند .
                                             دوشنبه / 17 فروردين 1383
          ---------------------------------------------------------------- 
           7- همه ساله ، پس از كش و قوسهاي زياد و آه و ناله هاي
          رنگارنگ ، بالاخره رسم بر اين مي شود كه حقوق كارمندان 
          ـ همپاي (!!؟؟) ـ تورّم موجود افزايش يابد . 
              اگر خدا قبول كند ، « معلم » نيز يكي از كارمندان اين
          مملكت به حساب مي آيد . ولي خداييش چه كسي هست كه با 
          حساب سرانگشتي حقوق و دريافتي « معلم » را با ساير 
          كارمندان دولت ، خصوصاً برخي از ادارات و سازمانهاي 
          مشخص و قابل بحث ، مقايسه كند ؟ واقعاً چرا اينقدر اين 
          موجود بي آزار را اذيتش مي كنند !؟ چه گناهي كرده اين 
          « معلم » بي غلّ و غش و پاك و بي آلايش ، كه اينقدر افتاده
          سر زبانها و نقل محافل گشته و سر تيتر مطبوعات ؟ 
              اصلاً آنهايي كه « معلم » را بهانه ي و دستاويز سياسي
          و تبليغاتي خود قرار داده اند ، هيچ فكر اين را كرده اند 
          كه ارزش و اعتبار و شأن و ارزش كاري معلم ، قابل بازي و
          مسخرگي نيست ؟!
              از همه ي اينها گذشته ، كسي هست كه تفاوتهاي اساسي
          و تبعيضهاي واقعي در دريافت و پرداخت حقوق و مزاياي 
          معلم را در حوزه ي « درون سازماني » بررسي و تحقيق كند
          وعلت وجود امتيازات متعدد و رديفهاي حقوقي كارمندان
          مختلف خود آموزش و پرورش را با هم مقايسه كند ؟! 
              عناوين غير مربوط و تنش زاي « برجستگي » ، « اعضاي
          گردانهاي ... » ، « حق مأموريتهاي ... » ، 
          « فوق العاده هاي پرورشي و ... » ، « اضافه كاري نوبت 
          كاري و... » ، « حق مسؤوليت ... » و « حقّ ... » ، ... 
          اصولاً بر پايه ي چه معيارهايي و با چه قوانيني ارزيابي
          مي شوند و چه مقدار از اين دريافتيها ، حق حقيقي معلم 
          و يا هر كارمند ديگر آموزش و پرورش است ؟
              در شرايط فعلي ، قبل از هر اقدامي ، لازم است اينهمه 
          تبعيض و امتيازات طبقاتي موجود در بخشهاي مختلف آموزش و 
          پرورش حل و گره گشايي شود ، آنگاه بپردازند به اموري كه
          بايد مطرح شود .
                                         پنجشنبه / 3 ارديبهشت 1383ش.
          --------------------------------------------------------------
           8- تجليل از مقام شامخ معلمان و آموزگاران نظام آموزشي
          كشور ، يكي از نكات حساسيت زايي است كه كمتر به آن پرداخته 
          شده است . هرچند دلايل بيشماري مي توان بر اين نقصان شمرد ،
          منتهي آنچه در اين مختصر شايان ذكر است ، اينكه :
              روز و هفته ي معلم امسال ، متفاوت از سالهاي ديگر است .
          سال گذشته ( 1382 ) سال پر خبر و پرحادثه اي بود در حوزه ي 
          آموزش و پرورش ايران . چندين و چندين مرحله اعتصاب ، تحصن ،
          ديدار با مسؤولان ، صدور بيانيه هاي صنفي و تشكلي ، راهپيمايي
          و ... ، از جمله اقدامات اساسي و مفيد و رضايتبخشي بود كه 
          توسط گروههاي مختلف اين طبقه از كارمندان دولت ، صورت گرفت .
              ناگفته پيداست كه اكثر اين اتفاقات با شديدترين بايكوت
          و سانسور رسانه اي و مطبوعاتي مواجه شد و نهايتاً در موارد 
          ريز و استثنايي در اين موضوعات فتح بابي شد و آنهم با وعده
          و وعيد تعدادي از مسؤولان رده پايين مملكتي ،از جريان افتاد .
              اينك در آستانه ي روزي و هفته اي ديگر در ارديبهشت ، 
          كه همچون سالهاي ماضي ، به نام « معلم » آذين گرديده ، 
          پيگيري خواسته ها و مطالبات قبلي و تأكيد بر اجراي عدالت 
          در پرداختها و دريافتهاي كليه ي كاركنان دولت ، و رفع 
          تبعيض و مهار تورم كمرشكن و... از اساسي ترين و 
          اولويت دارترين مباحث محافل تعليمي و تربيتي است كه بايد 
          به آنها بها داد و برنامه ريزي كرد ؛ و در مقابل تمام 
          خواسته هاي بحق معلمان ، خود را مسؤول و پاسخگو دانست .
                                         شنبه / 12 ارديبهشت 1383ش.
         --------------------------------------------------------------
          9- در جريان دور دوم انتخابات مجلس هفتم در مياندوآب ، شاهد
          تحركات و جنب و جوش عديده اي بوديم از سوي طرفداران هر دو 
          كانديداي راه يافته به اين دوره . از تبليغات زودهنگام گرفته،
          تا ميهمانيهاي پُرطمطراق ، وازاعلام حمايتها و درج آگهيها گرفته،
          تا شركت در مجالس عروسي و ترحيم اشخاص و مردم عادي ؛ حتي 
          شده در دورترين روستاها و حتي شده ، مربوط به غريبه ترين و
          گمنام ترين افراد ؛ از شعارهاي جوراجور گرفته ، تا شب نامه هاي
          مرموز و تخريبي ؛ از خريد آرا گرفته ، تا فروش وجدان وانصاف
          و صداقت .
             به هر حال ، هر چه بوده ، به اسم تبليغات و انتخابات ، به 
          خورد مردم داده شد و دراين ميان چه ديوارها و تابلوهاي دولتي 
          و مردمي كه در هجوم پوسترها و عكسهاي تبليغاتي قرارنگرفت ؛ و چه 
          فرصتها و امكانات دولتي و مردمي كه به حيف و ميل نشد ؛ و چه 
          نيروهاي فكري و استعدادهاي اجتماعي و اقتصادي ، از بين نرفت .
             لابد در جريانات اخير ديديد كه چه كساني ، با چه ژستهايي 
          وارد بازار گرم تبليغاتي شدند و چه طيفهايي در پوشش طرفداران 
          فلان كانديدا ، به مانور در كوچه پس كوچه هاي شهر و روستا ،
          پرداختند ! كار تا جايي بالا گرفته بود كه « شوراي شهر » 
          نيز ، از قافله عقب نماند و با تبليغات مستقيم و فعاليت كاملاً
          مشهود در ستاد تبليغاتي كانديدايي خاص ثابت نمود كه الحق 
          يك « نهاد غير مردمي » است . از حضور عناصر و اعضاي آن شورا
          در خود ستاد گرفته تا حضور در مجالس سخنراني و كمك رسانيهاي 
          عديده ؛از درج آگهيهاي مطبوعاتي گرفته تا دعوت مستقيم« مردم »
          به رأي دادن به كانديدايي خاص ؛ و ...
             جالب توجه ، حضور برخي افراد و عناصر بود كه به انگيزه هاي 
          كاملاً غير ملّي و خارج ضابطه اي ، قدم در ستادهاي تبليغاتي 
          مي گذاشتند ؛ به اين اميد كه فرداي پيروزي ، به نان و نوايي 
          برسند ، در جايي استخدام بشوند ، رئيس و مسؤول بخشي يا سازماني
          گردند ؛ و الي آخر . چه بسا كه در اين اثنا ، برخي گمانه زني ها
          هم صورت مي گرفت ؛ بعضي ها را به جاي فرماندار شهر ، ديگري را
          به رياست اداره ي آموزش و پرورش ، و آن يكي را به فلان اداره و 
          ... ، مي نشاندند . بعيد هم نيست ، اينهمه قيل و قال و اينهمه
          حمايت افراطي و خرج و مخارج بايد يك روزي به بار نشيند ؛ و چه 
          بهتر كه مقام و منصبي در همين استان و شهرستان ، به مدافعان
          و طرفداران آقايان برسد ؛ چنانكه تا به حال نيز چنين بوده .
                                          يكشنبه / 20 ارديبهشت 1383ش.
         --------------------------------------------------------------
         
        
 صفحه قبل        صفحه بعد