Cheap Web Hosting | Free Web Hosting | Dedicated Servers | Windows Hosting | Free Web Space | Trade Show Displays | GoDaddy Coupon Codes | FrontPage Hosting | Business Hosting
cheap web hosting
Search the Web

 
صفحه اصلي
روزنگار
اتو بيوگرافي
مقالات
نامه ها
سرزمين من
نقد حال
با ديگران
آثار چاپي
بي مخاطب
خبر گونه ها
بريده هاي ادبي
سروده ها
آشنا دات كام
عكس
درباره ما
تماس با ما
 
             و تغيير چهره ها و غيره و غيره .
               يكي از آقايان ، كه در روابط عادي خود با 
            ديگران ، چهره ي كاملاً ساده و بي غلّ و غشي به خود
            مي گيرد ، درهنگام اجراي شعر خود ، آنچنان ذوق
            زده شد تااينكه با تمام خاكساري و درماندگي 
            جمله اي را گفت كه زد توي ذوقمان .
               اين آقا ، با كمال اطمينان ، ابراز كرد :
                 « ... ما واقعاً غافلگير شديم . اصلاً فكر
            نمي كرديم كه اينقدر(!!؟) استقبال كننده
            داشته باشيم . خيلي زياد هستيد . معلوم است 
            كه هنر وادب و شعر ، جايگاه بلندي دارد؛...» 
                خدا بيامرز، نمي دانست شعر بخواند و يا
            شعر ببافد . حضور ـ هفتاد نفري ـ جمعيت حاضر
            در سالن چهارصد نفري اشتهايش را كور كرده بود.
            الكي مي خواست جلسه ي بي روح را به يك فضاي
            ملكوتي تبديل كند. دراين باره نيز گفت :
              « ... واقعاً يك فضاي روحاني بر اينجا 
            حاكم است ! » 
               ....... جالب اندر جالب اينكه ، از تعداد 
            5 + 2 عضو هيئت مديره ي انجمن شعر مياندوآب ،
            فقط 2 نفر حضور داشتند . 
               و ديگر اينكه ، شنيده و ديده و باور
            كرده ايم كه تمام اين نقشه ها زير سر آن سرپرست
            همه فن حريف اداره ي فرهنگ و ارشاد شهر است ؛
            هم برگزاري چنان برنامه هاي مزخرفي ، هم تفرقه 
            اندازيهاي شديد در بين اعضاي انجمن ، هم بي دعوتي 
            و بي حضوري اصحاب فكر و دانش و اهل قلم و هنرمندان 
            و هم كلّي چيزهاي ديگر .
                                  چهارشنبه / 16 ارديبهشت 1383ش.
           ------------------------------------------------
            10- گاهي از بد حادثه ، به دلايل سرماخوردگي و ضعف 
            جسمي و تنزل فشار و ... ، دچار سر دردهايي مي شوم ؛
            ليكن اين سر درد امروزي ، برخلاف يك تب عادي ، يك 
            حالت كشنده دارد .الآن هم كه دارم پشت My computer
            كار مي كنم، همان سردرد با من است ؛راحتم نمي گذارد.
            باور كنيد دوست ندارم هر حادثه ي كوچك و به ظاهر كم 
            اهميت را با شما در ميان بگذارم و يا خداي نكرده ، 
            بزرگش كنم . 
                ولي اين موضوع با بقيه فرق مي كند .اين سر درد ،
            از سر درديست و اين سخنان ، از نوع ديگر . اگر به 
            اتفاقات چندروز مياندوآب آگاهي داشته باشيد ، راحت تر
            مي فهميد كه من ازچه چيزهايي سخن مي گويم و يااينهمه
            ناليدن بيحساب من از چه نوعيست .
                براي هركس هم مربوط نباشد، براي دوستداران واقعي 
            اين منطقه خيلي مهم و حياتيست اينكه بدانند چه بر سر 
            شهر و ديارشان مي آيد؛ بر سر فرهنگ و هنر منطقه ، چه 
            بلايايي كه نمي آورند ؛ چه عناصري ، با چه ترفندهايي 
            سعي در تخريب چهره ي فرهنگي شهر دارند .
               آنچه در طي چند روز گذشته اتفاق افتاده ، كمتر از 
            يك حادثه ي بزرگ و مصيبت عُظما نيست . از جريانات روز
            و هفته ي معلم بگويم ، تا مجموعه برنامه ها و تحركات 
            عده اي خاص ، با اغراضي خاص و اهدافي كاملاً سياسي و 
            فرصت طلبانه . 
               فكرش را بكنيد ، عده اي به تحريك چند نفر نامربوط
            در يك اقدام ضرب الاجل ، برمي دارند شعار و پلاگارد 
            مي نويسند مبني براينكه يك نفر به نام رضا محمودپور ،
            ( سرپرست موقت ارشاد مياندوآب ) ، در توسعه ي فرهنگي
            منطقه نقش عمده اي داشته ؛ و به همين خاطر سعي مي كنند
            از او ، تقدير و تشكر بكنند. و متأسفانه دراين كار تا 
            آنجايي افراط مي كنند كه از نام هنر و هنرمندان ، سوء
            استفاده مي شود ؛ و بدتر و منفورتر از آن ، تعدادي 
            متولي اين كار مي شوندكه حداقل در هنر و فرهنگ ، داراي
            اسم و رسمي هستند .
                از طرف ديگر ، در بحبوحه ي تحولات روز ، كه مقارن 
            است با جنب و جوشهاي تبليغاتي و انتخاباتي مرحله ي دوم
            انتخابات مجلس هفتم در مياندوآب ، نشريه اي متفاوت از 
            تمام جنبه ها ، در ميان مردم پخش مي شود كه خود از جهات
            مختلفي قابل بحث و نقد است .
                درخصوص مسائل فرهنگي و هنري ، چند متن كاملاً بي ربط
            تقديري و اعلام حمايت از سرپرستي اداره ي فرهنگ و ارشاد
            ، تنظيم شده و سفارش داده شده از سوي جرياني خاص براي 
            اهدافي خاص ؛ ...
                در خصوص موارد اجتماعي و سياسي ، دخالت مستقيم و 
            غيرمستقيم و البته كاملاً سياسي دونفر ازاعضاي شوراي شهر 
            در اعلام حمايت از كانديدايي خاص و بدتر و نامفيدتر از 
            همه ، دعوت و سفارش مردم به رأي دادن به نماينده اي 
            مشخص و سفارش شده ؛ ...
              اينهااز جمله مسائل و معضلاتيست كه دل هر شهرونددلسوز
            و حساس به امور فرهنگي و اجتماعي اين شهر را به درد
            مي آورد ؛ و نويسنده و اهل فرهنگ هم در اين مورد ، 
            جاي خود را دارد . اگر يك هنرمند ، يك نويسنده ، يك 
            شاعر ، و ... و ... ، درد جامعه اش  را نداند و از 
            مشكلات ننالد و نسبت به اتفاقات افتاده و حوادث و اخبار
            پيرامونش ، بي خيال باشد ؛ ديگر چه جاي ادعاي هنرمندي و 
            فرهنگ دوستي و غيره !؟
                حالا كه از مطالعه ي اين سطور ( هر چند خلاصه ) حساب
            كار آمد دستتان ، تصديق مي فرماييد كه يكي از انواع سر 
            دردهاي شديد ، كه اتفاقاً خيلي هم سر درد پُر درديست ، 
            همين سر درد اجتماعي و فرهنگي مي تواند باشد ؟...
                                  يكشنبه / 20 ارديبهشت 1383ش. 
           -----------------------------------------                                               
         
        
 صفحه قبل        صفحه بعد