Cheap Web Hosting | Free Web Hosting | Dedicated Server | Windows Hosting | Free Web Space | Web Hosting | FrontPage | Business Web Hosting
cheap web hosting
Search the Web

 
صفحه اصلي
روزنگار
اتو بيوگرافي
مقالات
نامه ها
سرزمين من
نقد حال
با ديگران
آثار چاپي
بي مخاطب
خبر گونه ها
بريده هاي ادبي
سروده ها
آشنا دات كام
عكس
درباره ما
تماس با ما

              
                     **** دو پيام فوري ، مهم و قابل تأمّل ****
                          ------------   ---   ---------
                         به روز شده : دوشنبه 23 شهريور 1383
                          ------      ---------  ---------- 
             پيام اول : مدتي مي شود كه اين سايت ( # وبلاگ ) را به حال
                        خودش رها كرده ام . بي دليل نيست ؛ پُردليل هم 
                        نيست . فقط وجود پاره اي مشكلات ، مانع از ادامه ي
                        كارم شده . 
                        اين موضوع را بخاطر آن نوشتم كه از تمامي دوستان 
                        و همراهان هموطن و ايرانيان مقيم خارج ، كه هميشه
                        مرا از طريق « ايميل » و « ثبت نظرات » ، راهنمايي
                        و همراهي كرده اند ، عذرخواهي كنم و نيز به عزيزاني
                        كه تازه به مطالب من دسترسي پيدا مي كنند ، عرض كنم
                        كه مرا بخاطر اين كم كاري ببخشند . البته محض اطلاع
                        عرض مي كنم كه تعدادي از نوشته هاي من ، دراين آدرس : 
                                                       www.jegati.20m.com
                        موجود و قابل دسترسي است . 
                        *===*===*===*===*===*====*
              
             پيام دوم : {بحران فرهنگي ، مياندوآب را شديداً تهديد مي كند!!}
                             براي دلسوزان واقعي مياندوآب ، براي آنها كه 
                         آب پاك و زلال جئغاتي( زرينه رود ) را خورده اند و
                         اصل و نسبشان به اين منطقه مي رسد ، ولي در مناطق 
                         مختلف كشور ايران و حتي در كشورهاي ديگر سكونت
                         دارند ، عرض مي كنم و دلسوزانه و بي غرض و ملتمسانه 
                         و با سوز و گداز و آه و ناله عرض مي كنم كه 
                         « مياندوآب » از جهات مختلف مظلوم واقع شده ؛ يكي
                         هم همين موضوع « فرهنگ = culture & education » 
                         مي باشد . دلايل و مستندات بيشماري دارم براي اين
                         مورد ، كه به برخي از آنها در زير اشاره مي كنم .
                         به اميد روزي كه (!!؟) شاهد حل اين بحران باشيم و
                         آرزو به دل نميريم !
                      1ـ تا به اين تاريخ ، هيچ نشريه ي مستقل به نام خود
                         مياندوآب وجود ندارد كه در حال انتشار باشد . 
                         تعداد شش نشريه از ديگر شهرها ، در مياندوآب
                         دفتر نمايندگي و يا خبرنگاري دارند كه بيشتر آنها 
                         در اختيار كساني قرار گرفته كه نه وجهه ي فرهنگي ـ
                         مطبوعاتي دارند و نه سابقه و اهليت و مدرك اين
                         كار را .
                      2ـ هرچند احتمال دارد دارندگان مدارك آموزش عالي در
                         اين منطقه زياد باشد ( حتي در سطح فوق ليسانس و
                         دكترا ) ، منتهي و متأسفانه ، دارندگان اينهمه
                         مدارك و تحصيلات ، اعتقادي به امور فرهنگي ندارند؛
                         لذا يا دنبال مقامات و فرصتهاي رياستي هستند و
                         يا درپي شغلهاي پولساز و يا دراموري سرگرم شده اند
                         كه نه با نوع مدركشان سنخيت دارد و نه با سوابق 
                         كاري و فعاليتهاي اجتماعيشان .
                      3ـ رياكاري ، نفاق افكني ، ترور شخصيت ، شانتاژ
                         آفريني ، دوبهم زني ، شايعه پراكني ، قاطي 
                         جريانات سياسي شدن ، تخريب چهره هاي صديق ادبي و
                         علمي ، ... ، بيشتر در بين مدعيان فعاليتهاي 
                         فرهنگي رواج دارد تا مردم عادي .
                      4ـ آموزش و پرورش منطقه ، به غير از امور داخلي 
                         خودش و عمل به بخشنامه هاي محدود و بسته ، هيچ 
                         اقدام عمومي و فرهنگ سازانه در سطح جامعه ( مثل 
                         برگزاري شبهاي شعر ، جشنواره هاي متعدد ، 
                         نمايشگاههاي متنوع ، مراسم تجليل و تشويق و ... ) 
                         نمي كند .
                      5ـ اداره ي ارشاد ، با تعدادي كانون فرهنگي و هنري كه 
                         در اختيار نهادها و اشخاص ديگراست، يا دچار بحران 
                         مديريتهاي بسته نگر و انتصابي و بي تجربه و 
                         تجارت پيشه هستند و يا اينكه نه ، دوران سكوت و 
                         بي نشاطي و كم فعاليتي و بي سازماني را بر انجام
                         كارهاي اصيل فرهنگي ترجيح مي دهند .
                      6ـ مديران ادارات فرهنگي و تبليغي و نيز مديران 
                         اجرايي منطقه ، اگر توجهي به « فرهنگ » كرده اند ،
                         جز براي حفظ موقعيت و بالا بردن ضريب آماري 
                         فعاليتهاي شخصي و دوران مسؤوليت خود ـ جهت تفوق 
                         به مدارج بالاي مقام سالاري ـ نبوده است .
                      7ـ تعداد مشخصي از مدعيان امور نويسندگي و شاعري و 
                         فيلم و تئاتر و موسيقي و... چنان اسير خودخواهيهاي
                         مزمن و تنگ نظريهاي فصلي هستند كه حضور و موفقيت 
                         همنوعان خود را تحمل نمي كنند و براي همين بيشتر
                         همايشها و جلسات و تشكلها و انجمنها ( اگر وجود
                         داشته باشند !) يا خالي از انسانهاي وارسته و 
                         كاركشته و صاحبنظر است و يا به تعدادي قيافه هاي
                         تكراري كليشه اي متظاهر به هنرمندي محدود مي شود . 
                      8ـ دفاتر نشرياتي موجود در منطقه ، در اختيار 
                         تك نفرهاييست كه از تحصيلات دوره ي راهنمايي و يا 
                         تا حد زير ديپلم برخوردارند . لذا نه شوراي سردبير 
                         دارند ، نه هيئت تحريريه ، نه كارشناسان ادبي و
                         هنري و روزنامه نگاري و ويراستاري . اكثر 
                         قلم بدستان اينگونه دفاتر هم ، يا نويسندگان 
                         تصادفي اند و يا سارقان ادبي و يا ميرزا بنويسهاي 
                         همه چيز نويس . بيشتر صفحات منتشره در برخي از 
                         اين نمايندگيها ، حاوي اين مطالب است : 
                           ــ تخريب ديگران ( خصوصاً شخصيتهاي مهم فرهنگي
                              و اهل قلم باسابقه ) ،
                           ــ شايعه پراكني  ،
                           ــ دروغ سازي  ،
                           ــ مقالات و مباحث علمي بي نام و نشان و سرقتي  ،
                           ــ آگهيهاي رنگارنگ پرقيمت  ،
                           ــ مصاحبه هاي جانبدارانه ( ترجيحاً با كساني و 
                              عناصري كه يا پول دارندو ياصاحب نفوذ و داراي
                              مقامي هستند )  .
                      9ـ كتابخانه هاي موجود ( كه ساعات كار محدودي دارند و 
                         دراختيار تعدادي كارمند قراردادي و غير كتابدار و 
                         غير متخصص هستند ) يا محل ديدارهاي دوستانه و تا
                         حدودي عاشقانه است ، يا محل پشت كنكوريهاي چندين 
                         ساله ، يا ... ؛  به هر حال ، كمتر كسي را مي توان
                         يافت كه برود آنجا و در سالن مطالعه اش  واقعاً 
                         مطالعه كند براي رشد فكري و فرهنگي .
                     10ـ كتابفروشيها هم ، يا شده اند لوازم التحريرفروشي 
                         پُر درآمد ، يا فتوكپي با زيراكس پُر مشتري ، يا 
                         تعدادي بازار گرم كن كه با دستكاري قيمتهاي حقيقي
                         كتب ، زمينه را براي ركود و سكوت بازار كتابخوانان
                         انگشت شمار مهيا مي كنند . 
                     11ـ خانواده ها هم از فقيرانش گرفته تا متمولهايش ، 
                         به جاي پر كردن ذهن و تقويت مغز و انديشه ي 
                         بچه هايشان ، دوست دارند گرانترين غذاها و 
                         اسباب بازيها و لباسها را براي نورچشمان خود 
                         بخرند ولي كمترين هزينه اي به امور فرهنگي و 
                         خريد كتاب و رفتن به سالنهاي مطالعه و شركت در 
                         كلاسهاي هنري و ادبي و علمي نپردازند .
                     12ـ مطبوعات فروشان نيز ، برخيها ، اعتقادي به فرهنگ
                         و اهل فرهنگ و اهل قلم و مطبوعات ندارند . يا
                         نشريات مربوط به شهر و منطقه ي خود را نمي فروشند،
                         يا مغازه ي خود را پاتوق عده اي ورشكسته ي سياسي و
                         فرهنگي قرار مي دهند كه از كاه كوه بسازند و يك كلاغ
                         را صد كلاغ كنند ، يا اينكه اهل فرهنگ و هنر همشهري 
                         خود را ( به جاي معرفي و حفظ مقام و منزلت ) به 
                         باد تمسخر مي گيرند و تخريبشان مي كنند .
                     13ـ شهرداري و شوراي شهر نيز ، كه هم بودجه ي مخصوص 
                         امور فرهنگي در اختيار دارند و هم قانون و شرح 
                         وظايف كارهاي فرهنگي را ، كمترين توجهي (اعتقادي)
                         به فرهنگ ندارند . براي همين ، نه فرهنگسرايي 
                         است ، نه تشكلهاي فرهنگي ، نه هيئتهاي كارشناسي 
                         و كميسيونهاي فرهنگي ، و نه ظاهري خوب در شهرسازي
                         و نه اسمها و تنديسها و تصاوير علمي و فرهنگي در
                         معابر و ... .
                     14ـ در حاليكه اين شهر ، سال به سال ، از لمس واقعي
                         نمايشگاههاي فرهنگي و هنري محروم مانده ؛ تعدادي
                         نوظهور پيدا شده اند كه هر وقت و در هركجا بخواهند
                         چادر مي زنند ، كتاب و نوار و عكس و ... عرضه 
                         مي كنند ، آنهم با انگيزه هاي كاملاً سياسي و
                         خودمدارانه و خارج از ضابطه هاي معمول و مرسوم 
                         در ايجاد و راه اندازي چنين فضاهايي .
                     15ـ از نظر رسانه هاي سمعي بصري نيز ، براساس شواهد،
                         دو خبرنگار صدا و سيما وجود دارد كه هر دو 
                         غير رسانه اي بوده اند ، با عدم سابقه و تجربه ي 
                         قبلي . و مهمتر اينكه از يك طيف خاص مذهبي و 
                         موجوديت يافته از سوي جريانات خاص سياسي و جناحي 
                         و از آن تازه به دوران رسيده هايند . جالب توجه است
                         كه يكي از اين آقايان هر خبري را مخابره نمي كند ،
                         به هر مراسمي افتخار رفتن و تهيه ي خبر و 
                         فيلمبرداري نمي دهد ، به برخي از برنامه هاي عيب
                         و ايراد مي تراشد ، از حوزه ي خبري هم فراتر 
                         مي رود ؛ ... و آن ديگري ، كه ظاهراً دليلي هم براي 
                         بودنش وجود ندارد ، در شايعه سازي و افترا بستن و
                         تهمت زدن به اين و آن و كارهاي موزيانه و حركات 
                         مرموز و ادعاهاي مافوق طاقت و حضور غيرمسؤولانه در
                         اماكن و جلسات متعدد و سؤال پيچهاي بي ربط و 
                         اظهارنظرهاي خطرساز و ... ، دست رستم دستان را 
                         از پشت بسته و روي خيلي از ناجوانمردان را سفيد
                         كرده .
                     16ـ به لطف و مرحمت مسؤولان قبلي و فعلي ، و با تلاشهاي
                         واقعاً خالصانه ي مدعيان فرهنگي و هنري(!!) ، منطقه ي 
                         مياندوآب ، از مراكز سالم فرهنگي و هنري بي بهره 
                         مانده ، جوانان بيكار و معتاد پارك نشين زيادي 
                         دارد . بيشترين اوقات خانواده ها در نواحي خارج 
                         شهر و يا در دو سه پارك خالي از فضاهاي فرهنگي 
                         تلف مي شود ، كودكان شهربازي مخصوص ندارند ، 
                         ايستگاههاي مطالعه براي بزرگترها مهيا نشده ،
                         بدزبانيها و بددهنيها در معابر و فضاهاي پرتراكم
                         بيش از حد است ، فرهنگ نوعدوستي و فرهنگ همزيستي
                         و فرهنگ ترافيك و فرهنگ تعامل با ديگران و فرهنگ 
                         رعايت حال همسايه و فرهنگ رفتارهاي خياباني و 
                         فرهنگ مهرباني و مدارا با همنوعان و ... ، 
                         روز به روز رنگ مي بازد .
                     17ـ تازگيها هم عناصر و تشكيلاتي پيدا شده اند كه سنگ
                         بزرگ برداشته اند و ادعايي مافوق اطلاعات و دانش
                         و تجربه ي شان دارند و خيلي زور مي زنند كه از
                         مياندوآبيان مقيم در نواحي مختلف دعوت كنند به 
                         خود مياندوآب ، از آنها تجليل كنند ، به آنها 
                         افتخار بكنند ، از آنها تعريف نمايند و ... !
                         ( احترام همه ي مياندوآبيها ، مقيم و غير مقيم ،
                          واجب است ؛ ولي كسي از راز نهفته در دل اين 
                          مدعيان طرح تكريم و تجليل بزرگان مياندوآبي خبري
                          ندارد تا بداند كه اينها دنبال چه مقاصدي هستند ؟ 
                          چرا اين تكريم و تجليل و دعوت را از خود بزرگان
                          موجود در مياندوآب شروع نمي كنند ؟ چرا در مقابل
                          تخريب اهل فرهنگ و هنر و عالمان همشهري مسكون در
                          دو قدمي خود دفاع نمي كنند و عكس العملي نشان 
                          نمي دهند ولي در هر شبانه روز دهها برنامه
                          مي ريزند براي جذب ممتازان علم و فرهنگ ساكن 
                          در مناطق ديگر ؟! آيا در خود مياندوآب كمتر 
                          هستند نيروها و مستعدان قابل تجليل ؟ اگر هر 
                          يك از اين آقايان و خانمهاي مياندوآبي مقيم در
                          ساير جاها ، در خود مياندوآب ساكن بودند و با
                          همان امتيازات علمي و هنري هم بودند ، آيا كسي
                          يادي از آنها مي كرد ؟ كسي سراغشان مي رفت ؟ 
                          اگر پاسخ مثبت است ، پس چرا اين لطف را در حق 
                          اهل فكر و نويسندگان و شاعران و هنرمندان 
                          موجود در خود مياندوآب نمي كنند ؟! )   
                          -------------------------------------------     
                                     
          
          
    صفحه بعد
پيـــام ها
آرشيــــو
نظرات شما